نگاه آخر....
مدیون رقیه
آنکه کند فخر به هر حاکم و هر شاه شیعه اثنا عشر است پیرو الله
کوری چشم همه دشمنان مولا اشهد ان علی ولی الله
آنکه بود نور به هر جاهل و گمراه آنکه بود نوکر این درگه و درگاه
زیر لبش زمزمه دارد بدانید اشهد ان علی ولی الله
بشنو حدیث دل یک عاشق آگاه عیسی اگر گشت بدین منزلت و جاه
وقت تولد به دهان بود نوایش اشهد ان علی ولی الله
حاصل مطلب بود جمله کوتاه ای که بری نام علی را تو به اکراه
روز قیامت خود الله بگوید اشهد ان علی ولی الله
میشنود گوش دلم وقت شبانگاه مینگرد چشم دلم وقت سحرگاه
ولوله دارند همه عالم هستی اشهد ان علی ولی الله
منم از شما سپاسگزارم بازم به من سر بزنید خوشحال میشم
مدیون رقیه
ازدل تاقلم
می توانستم کاش همه دریا را با سرانگشتانم بنویسم .
می توانستم کاش همه جنگل رامثل یک تابلوی نقاشی
ببرم با خود هرجا که دلم می خواهدو زمستان را اززمین بردارم.
می توانستم کاش با نگاه گنجشگ به خدا خیره شوم !
با قدمهای بلند باران بگذرم از عطش گرم کویرستانها
کاش می شد گل را باران رابه زبان همگان ترجمه کرد
قاصدک
داماد
پسرشیطون
مدیون رقیه
چشمی که از درد فراق تو نبارد
در سرزمین قلب تو جایی ندارد
چشمی که از هجر جمالت اشکبار است
مرهم به قلب زخم زهرا می گذارد
گریه به یاد تو همان اشک حسینی است
عاشق دوتایش را همان کوثر شمارد
هر که پناهنده به هیئت چون حرم شد
ایمان و دینش را به دستت میسپارد
چشمی که خالص یاد زینب اشک ریزد
معلوم میگردد ز چشمت رزق دارد
باشد گرفتاری ما از دوری تو
رحمت اگر آید به نام تو ببارد
آیا رسد روزی که ما حاجت بگیریم
آیی و ما پای رکاب تو بمیریم
مولا بیا تا در غم مادر بگرییم
باید در این غم اشک بارانی ببارد
مولا مرا با خود بسوی کربلا بر
امروز مادر با حسینش راز دارد
مدیون رقیه
پارمیدا
SAMIra
امشب گره می زنم دل تنگمو با بال کبوترات
شاید دل منو هم ببرن تا عرش گنبد طلات
هوائیه قلبم ، به هوای پا بوس
پر می کشه امشب ، تا آسمون طوس
یا رضا دل ما به فدات ، طوطیای نگامونه خاک پات
قربون مرقد با صفات
مهربون قبلهمون یه نگات ، شبیه آهو سر می ذاریم به رات
قربون تک تک زائرات